Wednesday, September 7, 2011

وفاق ملی - قسمت دوم

وفاق ملی – حکومت مردمی-2

در عین سادگی, موضوع وفاق ملی، تحلیل و بررسی آن قدری پیچیده و مشکل است. راستش را بخواهید از دو سفری که به هندوستان رفتم که یکی سال 1359 و دومی سال 1362 بود و مشاهداتم درآن کشور با تمدن، که به نظرم همواره بزرگترین دموکراسی دنیا را داراست، این موضوع ذهنم را به خود مشغول کرد.
چند باری با بعضی دوستان و دست اندرکاران امور اجتماعی موضوع را بررسی نمودیم و مشاهداتم را توضیح دادم و در این گفتگوها متوجه شدیم که انگار این مطلب آن قدر در میان مردم و مسئولین کشور غریب و ناآشناست که حتی یک تعریف ساده از آن به سختی روشنگر موضوع است.
یک وقت دوستی (که از مسئولین و دست اندرکاران امور اجتماعی کشور بود) از من پرسید اگر بخواهی در یک جمله و خیلی ساده معنی و مفهوم وفاق ملی را تعریف کنی، آن چیست؟ مطلب را اینگونه توضیح دادم.
«وفاق ملی در یک جمله ساده یعنی اینکه مثلاً در 24 ساعت کلاً پلیس یک شهر را به مرخصی بفرستند و قرار نباشد نیروهای انتظامی آن شهر کاری را انجام دهند و هیچ اتفاق ناگواری هم نیفتد»!!
تصور کنید در یک جامعه ای مثل هندوستان با داشتن مذاهب و فرقه ها و لهجه های گوناگون مثلاً در 24 ساعت پلیس اصلاٌ در شهر و زندگی عمومی مردم حضور نداشته باشد و نه فقرا سراغ مال و اموال اغنیاء بروند، نه جرم و جنایات و تجاوزی صورت پذیرد و نه اوباشی شهر و محل زندگی خود و مردم را بهم بریزند. آیا مقدور و ممکن است؟
فرض کنیم برای وفاق ملی بخواهیم شاخص هایی مشخص کنیم؛ آیا شهر بدون پلیس در چند یا چندین ساعت و بررسی و نتجه آن یک شاخص نیست؟
-         وفاق ملی یعنی در خانواده، محله، شهر، و نهایتاً در کشور آحاد مردم همدیگر را آنطور که هستند قبول کنند و در مراعات قانون و قراردادهای اجتماعی گروهی یا افرادی را مستثنی نکنند. وفاق ملی در کشوری مثل ایران یعنی اینکه تعصب های بیجای قومی – فرقه ای – مذهبی مانع از هم زیستی مسالمت آمیز نگردد.
-         با کند و کاوی در تاریخ 4000 ساله ایران به نظر می رسد این موضوع دچار فراز و نشیب های فراوانی بوده است. مثلاً در دوران هخامنشیان و ساسانیان، وفاق ملی در ایران پهناور آن روزگاران جایگاه بهتری داشته است و مثلاً در دوران صفویان و قاجاریان نه تنها خیلی کمرنگ تر شده، بلکه یکی از عوامل بهم ریختگی و درگیریهای مکرر مردم در کشور، دعواهای حیدری – نعمتی و بین ایل ها و گروهها و از طرف دیگر درگیری مدام بین گروههای مردم بوده است. دکتر صادق زیبا کلام در کتاب سنت و مدرنتیه تجربی به این موضوع پرداخته و حق مطلب را ادا کرده است. با کمال تأسف از بعد از حمله اعراب به ایران و جاری و ساری شدن اسلام و فرقه های مرتبط با آن (سنی حنفی – حنبلی – شافعی و ... شیعه اثنی عشری ت- شیعه 4 امامی – شیعه 7 امامی و ....) از یک سو و فرقه یا رسته هایی مثل بابی گری – صوفی گری – خراباتی گری و امثالهم با زهم دعواهایی در جای جای کشور درست می شد که اگر امروزه بالفعل در جامعه مشاهده نمی شود، بالقوه در باطن افراد متعلق به این گروهها و فرقه ها مشاهده می شود. احمد کسروی در آثار متعدد خود به طور مشروح به این گونه مسائل پرداخته است و او هم به نوعی حق مطلب را ادا نموده است؛ بنحوی که خواننده بعد از خواند آثار آقای زیبا کلام و کسروی در این موارد به این نتیجه می رسد که یکی از علل مهم عدم پیشرفت کشور همین مسائل بوده است !!
-         هم استعمارگرانی که در پی بردن منافع کشور بوده اند و هم استبداد حاکم بویژه در یکصد و پنجاه سال گذشته، مستقیم و غیرمستقیم در دامن زدن به این دعواها دست داشته اند و باز با کمال تأسف از انقلاب سال 1357 به بعد تا کنون هم شاهد اقدامات مؤثر در گام برداشتن بسوی ایجاد وفاق ملی نبوده ایم که  دلایل آن زیاد و پرداختن به آن در این مجال نمی گنجد.
-         از این جهت است که افراد زیادی امثال بنده حل این مسلئه را عمدتاً بدست مردم امکان پذیر می دانند. تجربه تاریخی در ایران و سایر کشورها نشان می دهد که نه تنها استعمار و استبداد برای تحقق وفاق ملی در کشوها کمکی نکرده اند، بلکه در تشدید و دامن زدن به اینگونه اختلافات پیشگام هم بوده اند.
-         وقتی آثار گاندی را مطالعه در اکثر مواقع از هشدارها و نصیحتها و سخنرانی های این مرد بزرگ متوجه می شویم که گویی گاندی وفاق ملی را عامل تأیین کننده در نجات کشور از چنگال استعمار می داند و هنوز بعد از سالها در کشور هندوستان محصول این کاشتۀ گاندی و رهبران آگاه هندوستان در زمان استعمار انگلیس در آن کشور کاملاً مشهود است.
-         تأکید می کنم مردم و نخبگان کشور در اینمورد باید خیلی بیشتر از گذشته تلاش و فعالیت کنند. حکومت های استبدادی و بیگانگانی که طمع به کشور و منابع آن دارند، هرگز در این راه کمکی نخواهند کرد.
-         شاید در کشور ما اگر با اطلاع قبلی فقط یک شب چراغ های خیابانها خاموش و پلیس را کاملاً مرخص و از حضور در جامعه و انجام وظیفه معاف کنند، میلیاردها تومان اموال مردم به غارت رفته و چه زنانی که مورد تعرض و تجاوز قرار خواهند گرفت. این توهین به مردم نیست؛ منظورم گروههای تندرو و دارای تعصب های بیجاست که درصد کمی از افراد جامعه هستند. اما بلحاظ کیفی آنقدر وقاحت و قدرت دارند که می توانند چنان کارهایی را انجام دهند.
-         در چند ماه اخیر ملاحظه بفرمائید با حضور پر رنگ پلیس و مأمورین امنیتی در جایجای شهر و کشور و در روز روشن و در مقابل دیدگان مردم چه جنایات عظیمی شده است. در خمینی شهر – در شمال کشور – در شرق کشور و .... با کردها هم رفتاری شده است که انگار کلاً حکومت و طرفداران حکومت قهر هستند !!
-         بله دولت وقتی امنیت خودش را در جایی در خطر می بیند و احساس می کند اقتدار خود را از دست می دهد با ابزار خشونت وارد می شود؛ خشونت هم خشونت می آورد و ...
-         در حال حاضر پیشنهاد خاصی ندارم اما فکر می کنم چنانچه نهادهای مدنی در اقصی نقاط کشور به منظور تقویت گفتمان و عمل برای تحقق هرچه بیشتر وفاق ملی شروع به کار کنند، برای یک درد چند ده یا چند صد ساله، دارویی پیدا شده باشد.
برگردیم به موضوع وفاق ملی؛ یعنی اینکه در شهری هرچند کوچک، مسجد شیعیان ، مسجد اهل تسنن، کلیساس مسیحیان، آتشده زرتشتیان، خانقاها همه باشند و کسی و گروهی هم با هم دعوا و جنگ نکند.
-         در ورزشگاهها، در مغازه های خیابان ها و در همه جا، هر ایرانی با احساس امنیت کامل، بتوانند برای امرار معاش خود و خانواده و هم برای آبادانی کشور خود، کار و فعالیت کنند.
-         وفاق ملی یعنی اینکه در مدارس و دانشگاهها از هر فرقه و گروهی آزادانه و با امنیت کامل به درس و بحث و پیشرفت دست یابند.
-         وفاق ملی یعنی در اداره کشور فقط کارآمدی، شایستگی، وطن دوستی و نداشتن طمع به مال و ناموس مردم ملاک باشد نه چیز دیگر.
-         وفاق ملی یعنی ایران مثل خانه هر ایرانی مقدس و محترم باشد و حفظ و حراست از تمام مصالح و منافع آن بعهده همه باشد.
-         وفاق ملی یعنی اینکه بخش هایی از مردم که گرایش سیاسی یا عقیدتی یا مذهبی به چیزی حتی بر خلاف اکثریت داشته باشد، در کمال امنیت و آزادی عقایدشان را ابراز کنند و کارشان را انجام دهند و نزد همه ایرانیان محترم و در امان باشند.
-         وفاق ملی یعنی اینکه همه افراد کشور از هر قوم و فرقه و لهجه ای از حقوق اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی برابر، برخوردار باشند.
-         وفاق ملی یعنی تحقق عملی به اینکه وطن من خانه من است، منافع من در منافع کل کشور است. آبروی من آبروی کل کشور است. پیشرفت من پیشرفت کل کشور است.
-         باز تأکید می کنم به دولت و حکومت فعلی برای تحقق وفاق ملی هیچ امیدی نیست، این مردم هستند که باید اولاً واژه وفاق ملی را درک کنند و ثانیاٌ برای رسیدن به این آرمان بزرگ و حیاتی تلاش بی وقفه نمایند.
چنانچه به موضوه با دقت پرداخته شود، تحقق وفاق ملی بالاتر و برتر از ناسیونالیسم غربی و دموکراسی غربی هم هست. وفاق ملی از درون جامعه به وجود می آید و تقویت می شود. اما در ناسیونالیسم و دموکراسی های غربی کار مشترک گروهی از مردم و دولیت مردان است.
با وفاق ملی می توان به دموکراسی و ناسیونالیسم مقبول رسید؛ اما با آنها نمی شود به وفاق ملی رسید !!
ادامه دارد ...

No comments:

Post a Comment